حرف هایی از پس جشنواره
بچه که بودیم٬همه اش عشق تابستون رو داشتیم و یادم می یاد اردیبهشت که می رسید روزشماری می کردم تا تابستان برسه و یه تعطیلی سه ماهه رو حال کنیم٬حالا که دیگه مدرسه ای در کار نیست و از تعطیلی خبری نیست مثل اون وقت ها فصل زمستون که می رسه یه
جوری که هیشکی نفهمه روزشماری می کنیم تا جشنواره فیلم برسه.راستش رفقایی که شما باشین نمی دونید دوران جشنواره حتی اگه مزخرف ترین فیلم ها رو پخش کنند چه حالی می ده.این روز ها که اسامی فیلم ها مشخص شده تقریبا معلوم شده چه کسایی فیلم دارند و کیا ندارند٬می شه گفت فیلم ها نسبتا خوبه و حداقل دوست داری خیلی هاشونو ببینی.فکرشو بکنین کی می تونه از "سنتوری" یا "رئیس" بگذره.همین الان عکس سنتوری رو که نگاه می کنم دلم لک می زنه تا فیلم رو ببینم.می گن "اتوبوس شب" کیومرث پوراحمد خوب شده.می گن بازی فروتن خیلی خوبه.خبر عجیب تر اینه که می گن "روز سوم" لطیفی هم خوب شده.خود باران کوثری که دیشب مب گفت"بازی پوریا پورسرخ و حامد بهداد" بی نظیر شده.درباره "پاداش سکوت" هم که همه چی مشخصه.کلکسیونی از بازیگرای خوب.اتفافا درباره این فیلم حرف و حدیث زیاده."فیلم های جیرانی که همیشه خبرساز بوده.این یکی یعنی "پارک وی" هم همینطوره.می گن پر از صحنه های خون آشامی و از این صحبت هاست.اما یکی از فیلم هایی که پر از ستاره هست و پر از حرف و حدیث٬"اخراجی ها"ی ده نمکی است.خیلی دوست دارم وقتی این فیلم توی سینما ها اکران می شه با مردم ببینم و از واکنش هاشون با خبر بشم.از من نشنیده بگیرید ولی اخراجی ها و پاداش سکوت و روز سوم خیلی سروصدا می کنن.بقیه فیلم ها هم که فقط باید دید و حالش رو برد.مخصوصا فیلم بچه های ابدی درخشنده٬که اگه بخواد مثل رویای خیس باشه فقط می خندیم.
از این حرف ها که بگذریم می رسیم سر اصل مطلب.نمی دونم چندبار تاحالا به سایت "سینمای ما"سر زدید.لینکش کنار وبلاگ من موجوده..لی اگر تا الان این کار رو نکردید پیشنهاد می کنم یک بار برید و یه سری بزنید.یک سالی می شه که به صورت جدی این پایگاه خبری سینمایی آغاز به کار کرده و امیر و نیما و مهدی هم کلی زحمت کشیدند.ولی برای جشنواره کلی برنامه داریم که فکر می کنم در طول جشنواره به هیچ جایی سر نزنید جز "سینمای ما".اول از اینکه سایت ویژه جشنواره رو مهدی راه انداخته و زمان جشنواره کلی برنامه داریم.آخرین اخبار و اتفاقات روزهای برگزاری فستیوال به صورت آن لاین روی سایت هست.گزارش لحظه به لحظه داریم از جلسات مطبوعاتی فیلم ها و خلاصه کلی برنامه دیگه.برنامه دیگه اینکه قراره هرکدوم از بچه های سایت یعنی امیر و نیما و من و خسرو و حامد و پویان روز نوشت ویژه جشنواره داشته باشیم و هر رزو هرکدوم درباره یه سوژه بنویسیم.این ها رو داشته باشید تا روزهای جشنواره که با هم حالی ببریم.
پی نوشت:تازه ترین عکس های"سنتوری"

وبلاگ بروبچ رو دیدم و اعترافات جالبشون رو خوندم دیدم که چقدر براشون جالبه که منم اعترافاتم رو بنویسم بالاخره دعوت رو پذیرفتم.به نظرم کاره سختیه.یعنی هیچکس به اعترافاتی که می خونه بسنده نکنه.به قول دوست آیدا توی "دیشب باباتو دیدم آیدا"٬"هرکس واسه خودش یه یواشکی داره" که شاید هیچ وقت نتونه اون ها رو بگه.یواشکی هایی که من نوشتم تا حدودی به اجبار نوشتم و یه سری یواشکی دیگه هم دارم که دوست دارم وقتی رخت از این جهان بستم بنویسم.فعلا همین ها رو داشته باشید:
ن خودمانی شدید که برایتان غش و ضعف می کنند.شنید
ه ام آنقدر دوستتان دارند که وقتی به استانی سفر می کنید٬آدم هست که برایتان سکته می زند.کار کوچکی داشتم.زیاد وقتتان را نمی گیرم.بهم یاد دادند از کسی خواهش نکنم و سر تعظیم فرود نیاورم مگر خدای تبارک و تعالی.مگر اون کسی که خالق من و شما است.منی که این طرف میز نشسته ام و شمایی که با فاصله ای طولانی آن طرف میز لم داده اید.صدایتان نمی آید؟بلندتر بگویید.آها.فهمیدم.می گویید چرا نمی روم سر اصل مطلب.راستش کار کوچکی باهاتون داشتم.وبلاگ من نه سیاسی است و نه من پیشه ام صنمی با سیاست دارد.حرفه ام سینما است و خدارا شکر هیچ دلیلی نمی تواند شغلم را سیاسی کند.اما حرفی که داشتم٬یعنی مطلبی که می خواستم برایتان بگویم به خودم بر نمی گردد.اصلا اجازه بدهید برایتان داستانی را تعریف کنم٬شاید تمام حرفم را توی همین داستان گفتم.اگر نگاهتان کمی سینمایی باشد و قوه تخیلتان بالا باشد ٬صحنه هایی که برایتان تعریف می کنم را در ذهن مبارک به تصویر بکشید.
ده اند یا نه؟حتما دیده اید.می دانید که چقدر از این جماعت هنری و غیر هنری با این فیلم خاطره دارند و یه جورایی برای همه فیلم عزیز و خوش ساختی است.نمی دانم چند هفته پیش برنامه سینما ماورا را دیدید که فیلم هامون رو به چه نحو معیوب و تیکه پاره ای پخش کرد.صدای همه هم درامد.تکه های از فیلم حذف شده بود که برای همه تعجب آور بود.از این ماجرا گذشت تا استاد مهرجویی به همه این بی حرمتی هایی که به هامون شده بود جواب داد و
تکنلورژی پاپیچ شود و نگذارد به دنیای مجازی بیایی و چرخی بزنی.رفقا اینترنت مشکل داشت و هیچ کاری از دستمان بر نمی آمد.زیاد اهل استفاده از اینترنت اجنبی هم نیستم و نون بازو رو می خورم.به خاطر همین فضیلت نگارش از شب چله را از دست دادم.هیچ شب چله ای اینقدر خوش نگذشت.باور کنید.اینبار نه خبری از مادربزرگ و سفره پر از هندوانه بود و فامیلی که مدام غیبت کنند و ...حالی کردیم که بیا و ببین.دور هم بودن با رفقا در شب چله یه چیز دیگه است.اونم اینکه ۲ کیلو کالباس بگیری و با خیارشور و گوجه و نون لواش بشینی و شامی بزنی و فیلم ببینی و تخمه بشکنی.با رفقای سینمای ما خونه امیر قادری عزیر نشستیم و حالی کردیم.امیر اهل حاله و همیشه توی خیلی از موارد حال کردن وجه مشترک داریم.از کله و پاچه خوردن بگیرید تا فیلم دیدن توی پارک با لب تاپ تا خوردن استیک و قارچ روی کاپوت ماشین جلوی "فری کثیف".همه این ها رو اضافه کنید به دیدن فیلم مستند امیر که درباره مسعود کیمیایی ساخته.تا امروز جلوبیخودم رو گرفتم تا درباره فیلم امیر چیزی ننویسم تا زمانی که فیلم رو به طور کامل ببینم.