مدام نوشتم و پاک کردم.نوشتم کافه تیتر را بستند.خاطره هایمان را پلمپ کردند.باز پاک کردم و نوشتم.از امروز دیگر کافه ای در کار نیست.بی تا و بهنام عزیز،به این اتفاق افتخار بکنید و بر خود ببالید.می دانم سخت است.خودتان می دانید برای من سخت تر.ولی تمام شد.شک نکنید اسمتان جاودانه خواهد ماند.دارم این جمله ها را می نویسم و این کلمات به سرعت از ذهنم عبور می کند:
کافه تیتر،فنجان،اسفند ۸۴،یونس شکرخواه،پاناسونیک،قندی،رضا،بستنی تیتر،وجیز،حمید رضا،روزنامه امتیاز،آقازاده،حرف،امرایی،خلوت،شلوغ،کیک تمام شده برو بخر،دختر و پسر جوان،چشم های...،بهنام،زبان انگلیسی،کیش،الیین،پول،پشت بار ممنوع،تولد،بستنی تموم شده برو از مغازه بغل بخر،مگنوم،کرکره،یک سالگی تیتر،رسول ملاقلی پور،عینک،روزنامه شرق،تپاتر،ددالوس و ایکاروس،مریم،دانشگاه،سیگار،زادمهر،ایران تک،sms مخفي،قيمه بادمجون،كلپچ،پنتري،ميترا و بعد از مدتي امير،عليرضا،هيز،كورشدگان،پينوكيو،تازيانه،راديو،خواننده هاي عروسي،كروبي،بيمارستان مدائن،مسعود ده نمكي،عمران صلاحي،هستي از ما...،برو نون بگير با غذات بخور،رفيق من سنگ صبور غمها،آمريكا،زنام ريش دار و مردان بي ريش،توقيف هم ميهن،ونك،كرايه تاكسي،لپتاپ،اكباتان،بغض،خنده،شادي،اشك و آه.....

