همیشه لذت تموم شدن یه کار به اندازه کلی عشق و حالی که می تونی انجام بدی.وقتی بعد از یک سال سختی و تلاش و خستگی و ....یه کار رو به اتمام می رسونی،هیچی
به اندازه این حال نمی ده که نتیجه کارت رو می بینی و یه نفس راحت می کشی.سال کذشته وقتی تصمیم گرفتم تا درباره علی پروین فیلم مستند بسازم کلی مخالفت جلوی راهم دیدم و کلی شیطنت ولی هیچ وقت تا به حال نشده که دست روی کاری بگذارم و تا آخرش نرم.به خاطر همین از یه جایی به بعد تصمیم گرفتم هر طور شده این فیلم رو تمومش کنم.چون می دونستم که خیلی ها تا امروز می خواستند درباره علی پروین فیلم بسازند و موفق نشدند و وقتی این فرصت برای من بدست اومد و از اونجایی که به شدت معتقدم کاری نشد نداره!،تمومش کردم.هرچند که خودم می دونم بهتر از این هم می شد کار کرد .اون کاراکتر بی نظیری داره و به نظرم خیلی وقت پیش باید کسی این چهره رو از زوایای مختلف نشون می داد.
اما یه نکته توی ساخت این فیلم به شدت بهم امیدواری می داد.یک جایی از داستان هیچکس حاضر نبود ریسک کنه و تهیه کننده فیلمم بشه،اما «محمدرضا شریفی نیا» با اون همه مشغله کمکم کرد و تهیه کننده کار شد.در اینکه شریفی نیا آدم باهوشیه و می دونه داره چی کار می کنه شکی نیست ولی همین که اومد توی داستان و کمک کرد تا فیلم رو بسازم و این تجربه رو به سرانجام برسونم در نوع خودش بی نظیره.چند شب پیش که به خونه پروین رفتیم تا فیلم رو با هم ببینیم،شریفی نیا به شدت با کاراکتر سلطان حال کرد.شب خاطره ای بود.استقبال خوب خانواده پروین و اینکه خود پروین به شدت از فیلم استقبال کرد برایم جالب بود.اون شب تا نیمه های شب در شب سرد برفی لواسان حرف زدیم و زندگی کردیم.الان درباره اون شب و حس و حالش ،نوشتنم نمی یاد.نمی دونم چی شد یهو خالی شدم.انگار حرف ها اضافه است.بی خیال....مهم اینه که بالاخره تموم شد.
بازتاب خبر آماده شدن مستند سلطان در فارس،ایسنا،ایرانیوز،سینمای ما،مهر

