یک:تمام شد.بالاخره همه داستان ها و حاشیه ها و جنجال ها دعواهایش تمام شد و رفت پی کارش.روی هم رفته اش را نگاه کنی خوش گذشت.همین دور هم بودن بهتر از همه چیزش بود.درست انگار ۱۰ روز مرخصی گرفته باشیم و از صبح تا الهه شوم دور هم بشینیم و فیلم ببینیم و ساندویچ سق بزنیم و قهوه بخوریم و سیگاری دود کنیم.همین برای مان بس که دو سه فیلم خوب هم دیدیم.مگر چه می خواستیم.بندگان خدا جشنواره را برپا کرده بودند که ما دور هم بشینیم و حال کنیم که ما هم انصافا سنگ تمام گذاشتیم.خیلی از رفقا را ندیده بودم که به لطف دوستان جشنواره دیدم.این خودش اتفاق مبارکی است.اما فیلم ها،خب بدک نبود.منظورم همان دو سه مورد است.مثلا آوازگجشک ها را دوست داشتم.البته نه به خاطر مجیدی که اصلا به خودش و سینما و نوع نگاهش اعتقاد ندارم و چه بسا دشمنی هم دارم.اما انگار این آخری فیلم او نبود.به قولی از دستش در رفته بود و رضا ناجی بزرگ هم برایش تمام و عیار و به قول بهرام شفیع شش دنگ بازی کرد.البته حیف.صد حیف که به ناجی سیمرغ ندادند که باید می دادند.این هم از عجایب داوری امسال بود.
دو:بقیه هم کمی و بیش.مثلا شب را دوست داشتم به خاطر نوع نگاه صدر عاملی به سینمای ملودرام.کارگردانی اش را می کند و بازی اش را می گیرد.کاری به کسی ندار
د.همین،این روزها خودش حسن است.اینکه کار خودت را درست انجام بدهی و فیلمت را بسازی.یا مثلا «تنها دوبار زندگی می کنیم» که خیلی خوب و ساده حرفش را زد.خب،مگر یک فیلمساز باید چه کار شق القمری انجام دهد تا بگوییم دست مریزاد و برایش کف بزنیم.البته کف زدن هم دونوع داریم.یک نوعش بر می گردد به سینمایی که دوست داریم و به خاطرش هورا می کشیم یکی هم سینمایی که دوست نداریم ولی عاشقانه دنبالش می کردیم تا هر از چندگاهی روی پرده ببینیم و با بروبچه ها دور هم بشینیم و حال کنیم.درست مثل فیلم «احضار شداگان» آرش معیریان.که وقتی در ساعات پایانی با رفقا نشستیم و فیلم را دیدیم،افسوس خوردیم که چرا این فیلم را روزهای ابتدایی نشان ندادند که حالی ببیریم و تا روز آخرش توی کافی شاپ سینما صحرا وقتی یک قلپ چای می نوشیم نقلی هم ببیریم از یکی ازصحنه ها یا دیالوک های بی نظیر فیلم.درست همان فیلمی بود که منتظرش بودیم.یک زی مووی تمام عیار با همه فاکتورهای مناسبی که فکرش را بکنید.از مهدی امینی خواه بگیرید تا شهرام حقیقت دوست و مهدی سلوکی که واقعا در دنیای بازیگری خیلی حرف دارد!خلاصه اینکه نشستیم و در سانس نیمه شب سینما فیلم را دیدیم و کف زدیم و هورا کشیدیم و لذت بردیم و سر آخر هم تشکر کردیم از سازندکانش.
سه:اختتامیه هم بد نبود.درست مثل خود جشنواره بود.یک میهمانی برای پایان این دور هم بودن.جوایز کاملا غیر عادلانه توزیع شد به غیر از یکی دوجایزه آن هم برای مهتاب نصیر پور و امین حیایی که انصافا حقشان بود.(البته امین و رضا ناجی با هم حقشان بود)شهیدی فر هم بهتر بود این مراسم را اجرا نمی کرد تا خاطره اجراهای خوب و مسلطش در سیما در ذهنمان بماند.
چهار:این آخرین یادداشتم درباره جشنواره است و بهتر است خوب تمامش کنم.آن هم با دیالوگ رضا ناجی وقتی بالای پشت بام ایستاده و به همسرش اشاره می کند و می گوید:«نرگس خانم این بالا خیلی خوبه و خنکه.بیا از امشب منو شما این بالا بخوابیم،بچه ها هم این پایین.»
پی نوشت:الان توی خبرگزاری فارس خبر جوایز بخش جنبی رو دیدم و متحیر ماندم.فقط ارگانی که جایزه داده با دلایل انتخابش را بخوانید و به فیلم مورد نظر هم فکر کنید.به صورت نمونه یکی اش را می نویسم،تورا به خدا بقیه اش را بخوانید و اگر قهقهه نزدید من را نفرین کنید.مثلا،«دفتر آموزش فرهنگ پیشگیری از آسیب های اجتماعی جایزه خود را به فیلم احضار شدگان اهدا کرد»....بقیه جوایز
