تبليغاتX
وب‌نوشت‌های مجید توکلی - وقتی حاتمی کیا موتور سوار می شود

وب‌نوشت‌های مجید توکلی

اصلا انگار امسال سال نو آوری و شکوفایی است.هیچ چیزش سر جایش نیست لامذهب.پر است از نوآوری.از دعواهای سیاسی گرفته که مدام همدیگر را می کویند و این آخری پا توی کفش خاتمی بزرگ کردند بگیرید تا دعواهای ورزشی که مدام این و آن از هم شکایت می کنند.وضع اقتصاد هم که حسابی در حال شکوفایی است.تا دیروز که فقط گوجه را باید می رفتیم و از محله خانه رپیس جمهور می خریدیم،از فردا برنج را هم باید برویم و از آن جا تهیه کنیم.البته اینطور که معلومه قراره حوالی نارمک یک فروشگاه زنجیره ای بزنند که دیگر همه خریدمان را از آن جا با قیمت مناسب انجام بدهیم.این از این.
داستان دیگر هم بر می گردد به اوضا و احوال آشفته و به هم ریخته من در این مدت که فرصت نکردم یک سری به این پاتوق خاکستری بزنم.به هرحال داستان دارد که بماند برای بعد.

اما از همه این ها گشته همه این ها را گفتم تا مقدمه ای باشد برای این جای داستان.امشب جشن کانون کارگردانان سینما بود که در باشگاه انقلاب برگزار شد.به هر حال مثل سال گذشته به همراه برو بچز رفتیم.نکته ویژه ای که به اون صورت نداشت.همه چیز تقلیی بود از مراسم سال گذشته البته کمی ضعیف تر.فقط هم اینکه ۹۰ درصد سینماگران سینمای ایران دور هم جمع شده بودند در نوع خودش جالب بود.از کیمیایی و تقوایی و فرمان آرا بگیرید تا حاتمی کیا و صدرعاملی و تهمینه میلانی.تا پرویز شهبازی و مهدی کرم پور و سیروس الوند.خلاصه اینکه جمع جالبی بود.باز هم همه این ها را گفتم تا به نکته اصلی قصه برسم.آخر مراسم وقتی به همراه یکی از بچه ها سوار ماشین شدیم تا حرکت کنیم،دیدم حاتمی کیا هدیه به دست در حال گز کردن در محوطه باشگاه انقلاب است.اولش فکر کردیم وسیله نیاورده.به محمد گفتم برو کنارش تا بگیم تا مسیری برسونیمش.اما در همین لحظه بود که حاتمی کیا کنار یک موتور ایستاد.هدیه اش را روی صندلی موتور گذاشت.قفل زنجیر موتور را باز کرد.کلاه کاسکتش را سرش کرد و حرکت کرد.مات و مبهوت فقط داشتیم این صحنه را تماشا می کردیم.واقعا حاتمی کیا آدم عجیبی است.پیچیده است.معلوم نیست چگونه به زندگی پیرامونش نگاه می کند.این عجیب بودن و پیچیدگی کاملا در فیلم هایش هم مشهود است.
یادم می آید ده دوازده سال پیش،پدرم به خانه آمد و گفت حاتمی کیا را دیدم که به همراه دخترش سوار بر موتور گازی بودند.از آن روز گذشت تا امشب که....

I لینک ثابت I   چهارشنبه 18 اردیبهشت1387   مجید توکلی   |