سینما ٬جشن٬دهمین
۱ـ جشن خانه سینما هم با تمام حرف و حدیث هاش برگزار شد.مثل همیشه تالار وحدت و شلوغی التماس برای کارت.این کت و شلوار نمی دونم چه سری داره که هروقت تنم می کنم٬خیال می کنن ما کسی هستیم.به خدا اینجوری هام نیست.دیشب می خواستم جلوی تالار وحدت داد و بیداد کنم که" ای مردم من کارت اضافه ندارم.این کارت ها هم که دستمه صاحب داره..." چون دختر و پسر۲پیر و جوون التماس می کرد و کارت می خواست.حالا انگار داخل چه خبره.یه جشن معمولی که هیچ کس توش راحت نیست.چون دولنیه و پخش تلویزیونی داره و یکی دوتا مسئول نشستن.امسال اتفاقات جالبی توی خانه سینما و بخصوص هئت مدیره افتاد.روی همین حساب هم دبیری جشنواره به کارگردان دوست داشتنیم که بیشتر از اینکه با هم همکار باشیم یک دوستیم به عهده داشت."رسول صدر عاملی" که همیشه براش احترام قائلم و همه جا از اون به عنوان فیلمساز جریان ساز سینما یاد می کنم.
۲ـ امسال وقتی شنیدم اون دبیر جشن خانه سینما شده خیلی خوشحال شدم و می دونستم و از توانایی هاش با خبر بودم که می تونه یه جشن درست و حسابی برگزار کنه.انصافا هم جشن خوبی بود و ایده های خوبی توش اجرا شد ولی یه ضعف هایی هم داشت که به خاطر رفاقتم با دبیر جشن نمی گم تا توی خماریش بمونید.اما یک نکته خیلی دلگیرم کرد.اونم اینکه خیلی از کسایی که دعوت بودند و حضورشون در دهمین جشن ملی سینما مفید بود نیامدند.نمی دونم روی چه حسابی.ولی راستش می دونم.این باند بازی سینما آخرش دودش تو چشم خود اهالی اش می ره.داستان اسن جشن فرق می کنه.این جشن ملی سینمای ایرانه.جشن شخصیه که نیست.ولی حیف و صد حیف....
۳
ـ اما یک انتقاد هم بکنم که نگن همش تعریف کرد.این انتقاد مخصوص این جشن و جشن خاصی نیست.یادم می یاد توی جشن خانه سینمای ۲سال گذشته کلیپی توی سالن پخش شد که انتهای اون از "رضا کیانیان" پرسیدند آرزویت چیه؟ و اون در جواب گفت:"آرزوم اینه که توی مراسم ها و جشن ها منو با همسرم دعوت کنن..." خیلی حرف معنی داری زد.اون شب همه کف زدند و هیچ کس به آرزوی یکی از بزرگان بازیگری سینمای ایران گوش نکرد.دیشب وقتی بیژن امکانیان اومد تا جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد رو بگیره٬ پشت میکروفون گفت:"اصلا فکرش رو نمی کردم امشب جایزه بگیرم.من برای اولین بار در سینمای ایران جایزه می گیرم و همیشه آرزو می کردم ای کاش موقع گرفتن جایزه همسرم هم داخل سالن باشد.ولی امشب هرچی گشتم تا یک کارت براش جور کنم نشد..." همین صحنه را داشته باشید.فقط باید سر می چرخواندید و به جمعیت نگاه می کردید و می گفتید چقدر از این جمعیت سینمایی هستند.یعنی یک کارت هم وجود نداشت که بیژن امکانیان که قراره جایزه بگیره به همراه همسرش بیاد؟
۴ـ دهمین جشن سینمای ایران مبارک!!