اینجا همه چیز "گرگ و میش" است

نشسته ام در کافی نت و هر از چند گاهی با کنار دستی ام می چتم.یک جور دیوانگی است انگار.نمی دانم چم شده و شاید اصلا قاطی کردم.حالا خوبی ندارم و تازه چند دقیقه ایست که از کافه تیتر آمده ام.دوستان قدیمی را دیدم و با .....برای همیشه خداحافظی کردم.حال خوشی ندارم و با کنار دستی ام چت می کنم.خنده ام می گیرد.چون از روی دستش می خوانم که چی برایم می نویسد.از کافه تیتر آمده ام و حال خوشی ندارم.دیشب  هم بهتر از امروز نبود.با دوستان سینما رو تصمیم گرفتیم فیلم های کف سینما رو ببینیم."گرگ و میش" را دیدیم و مثل گرگ از سینما خارج شدیم.عجب فیلم مزخرفی بود.یک لحظه حالم از سینما بهم خورد ولی تحمل ما بیش تر از این حرف هاست.وسط فیلم گوشی را از جیب درآوردیم و بلوتوث بازی را پیشه کردیم.یکی دوتا بلوتوث هم برای آنهایی که نمیشناختمشان فرستادم تا آنها هم حالی ببرند و لذتی....

در کافی نت نشسته ام و با کناردستی ام چت می کنم.از کافه تیتر آمده ام و  حال خوشی ندارم.هوا گرگ و میش است و چشم هایم می سوزد.انگار آسمان مال من نیست و هیچ کجا نیستم.فرهاد می خوانم و ا کافی نت خاج می شوم.می خوام فردا یا پس فردا یه فیلم کف سینمای دیگه ببینم."سرود تولد"هم می گن جون میده برای بلوتوث بازی....