ف مثل فیلم ساختن
می دونم باور نمی کنید که نمی خواستم این خبر رو الان بدم ولی خواهش می کنم باور کنید.دوست داشتم وقتی کارهای فیلم تموم شد خبرش رو توی وبلاگ بنویسم ولی چه کنم که نشد...راستش چند وقتی می شد که عجیب فکر ساختن یک فیلم(کوتاه منظورمه٬بی خودی تو دلتون نگید واه واه٬این پسررو٬جو گرفتتش!!) به سرم زده بود ولی هم شرایط کاری اجازه نمی داد ٬هم شرایط روحی.ولی وقتی هردو شرایط مهی
ا شد رگ سینمایی گل کرد.واقعیتش این جاست که اگه بخوام توضیح بدم چی شد که به این طرح رسیدم خیلی طولانی می شه و شما هم نمی خونیدش.راستش همه چیز از شنیدن داستان انتخاب بازیگر این فیلم شکل گرفت.اگر فیلم را دیده باشید٬جمشید هاشم پور دختری در فیلم داره به اسم "سمیرا" که معلوله و توی بهزیستی نگهداری می شه و...یک روز وقتی داستان انتخاب سمیرارو از یکی از دوستان شنیدم ٬طرح توی ذهنم جرقه زد.موقع فیلم برداری میم مثل مادر صحنه هایی که لازم داشتم رو گرفتم وحالا بخش دوم رو دارم می گیرم.نمی خوام درباره طرح فیلم زیاد بنویسم. حتما بعد از ساخت فیلم٬ یه اکران خصوصی برقرار می کنم تا اونجا همه ببینید و نظر بدید.الان تقریبا همه کارهای فیلم شده و روزهای آخر کاره.به احتمال زیاد فیلم رو به جشنواره فیلم بهزیستی هم می دم.بدم نمیاد توی یک جشنواره فیلمم محک بخوره.مدام می خوام درباره جزئیات فیلم بنویسم ولی...وقتی ببینید و هیچی ندونید جذاب تره.اسم فیلم هم هنوز انتخاب نشده.این روزها تمام وقتم سر این کاره.تجربه اول و استرس که مدام توی وجودمه.فعلا...
بعد التحریر:اسم فیلم تقریبا انتخاب شد."یک فیلم٬یک زندگی"
بازم بعد از تحریر:راستش برای جشنواره فیلم پلیس هم یک کار کوتاه می سازم.پژمان بازغی بازیگره و پیمان قاسم خانی هم مشاوره طرحه.دیگه نمی خواستم این رو هم توی وبلاگ بنویسم.خبر این فیلم توی ایسنا٬ایرانیوز و سینمای ما