این همه اتفاق و خبرهای بد

خبر درگذشت بابک بیات اینقدر دلخراش بود که هیچ کاری را حوصله ای نبود.خیلی دلم سوخت.آخه ما قرار بود پریروز بریم بیمارستان ملاقاتش و....ولی این به کنار خبر مرگ "رابرت آلتمن" هم خیلی بد بود.توی این اوضای نابسامان خبر مرگ٬ بهترین خبریه که زود منتشر می شه.این روزها بیشتر سرگرم کارهای فیلمم و وقت کار دیگه ای نمی رسه.توی این گیرودار از جشنواره فیلم و عکس امام رضا هم دعوت کردند که برم مشهد.هر کاری کردم بپیچونم نشد٬یعنی دلمم نمی خواست این کارو بکنم چون بدجوری دلم هوی مشهد و کرده بود.فردا صبح تا جمعه شب رو با مشهدی های گرام می گذرونیم.فارغ از مسائل فیلم و روزنامه و مجله و شهرداری و....فکر می کنم بد نگذره.راستی٬داستان فوتبال دوشنبه شب هامون هم که با بروبچه های برره می رفتیم از سر گرفته شد و امشب کلی حال کردیم.مهران مدیری هیچ خیر و منفعتی واسه ما نداشته باشه این خوبی و داره که بچه ها سر یه کار جمع می شن و فوتبال و می تونیم بزنیم.فکرم می کنم پخش "باغ مظفر"هم از اوایل هفته شروع بشه.یه مطلب هم توی این شماره مجله "همشهری جوان" درباره سریال مهران نوشتم که اگه دوست داشتید بخونیدش.

جشنواره فیلم کوتاه هم تموم شد.خیلی اوضاء فیلم ها افتضاح بود و اصلا کیفیت سال های گذشته رو نداشت.رکود داستان و محتوا و ....خلاصه فاجعه بود.یه ذره به خودم امیدوار شدم.البته به هر حال تنها یک چیز این فیلمسازهای جوون قابل تحسین است اونم جسارته.شب های جشنواره هم خیلی خوب بود.با بروبچ بودیم و دور هم حالی می کردیم.خداراشکر خبر فیلم هم به گوش همه رسیده و خیلی از بچه ها سراغش رو می گرفتن.نمی دونستم اینقدر بازتاب داشته.البته این یه مقدار کارو سخت تر می کنه چون حالا اگه فیلم خوب نشده باشه ٬نمی دونم چه جوری تو روی بچه ها نگاه کنم.سعی ام بر این بوده که تا قبل از جشنواره یک اکران خصوصی توی خانه هنرمندان بذارم ولی امروز فهمیدم که باید از ارشاد مجوز نمایش و اکران بگیرم.از مشهد که برگشتم می افتم دنبال کارهاش تا ببینیم چه می شود.جای شمارو در مشهد خالی می کنم.فعلا....