شب چله با "آقای کیمیایی"
همیشه که نباید زندگی در خدمت فناوری و ارتباطات باشد.یک باز هم شاید همه چیز حتی این
تکنلورژی پاپیچ شود و نگذارد به دنیای مجازی بیایی و چرخی بزنی.رفقا اینترنت مشکل داشت و هیچ کاری از دستمان بر نمی آمد.زیاد اهل استفاده از اینترنت اجنبی هم نیستم و نون بازو رو می خورم.به خاطر همین فضیلت نگارش از شب چله را از دست دادم.هیچ شب چله ای اینقدر خوش نگذشت.باور کنید.اینبار نه خبری از مادربزرگ و سفره پر از هندوانه بود و فامیلی که مدام غیبت کنند و ...حالی کردیم که بیا و ببین.دور هم بودن با رفقا در شب چله یه چیز دیگه است.اونم اینکه ۲ کیلو کالباس بگیری و با خیارشور و گوجه و نون لواش بشینی و شامی بزنی و فیلم ببینی و تخمه بشکنی.با رفقای سینمای ما خونه امیر قادری عزیر نشستیم و حالی کردیم.امیر اهل حاله و همیشه توی خیلی از موارد حال کردن وجه مشترک داریم.از کله و پاچه خوردن بگیرید تا فیلم دیدن توی پارک با لب تاپ تا خوردن استیک و قارچ روی کاپوت ماشین جلوی "فری کثیف".همه این ها رو اضافه کنید به دیدن فیلم مستند امیر که درباره مسعود کیمیایی ساخته.تا امروز جلوبیخودم رو گرفتم تا درباره فیلم امیر چیزی ننویسم تا زمانی که فیلم رو به طور کامل ببینم.
اون شب نشستیم و در فضایی تاریک که هر از چند گاهی دود سیگار هاله ای را مقابل مونیتور می گرفت٬مستند آقای کیمیایی رو دیدیم.فیلم شسته رفته ای که از کیمیایی دیدیم.نگاه امیر به زندگی کیمیایی جالب بود و خاص.کلی با فیلم و صحنه هاش حال کردیم و کلی با خسروپرویز سروکله هم زدیم.به این می گن یه شب چله سینمایی.بعد از همه این عشق و حال اضافه بفرمایید پیاده روی از بولینگ عبدوی شریعتی تا سیدخندان در هوایی سرد که نصفش به بحث های سینمایی گذشت.تجربه خوبی بود.بعضی وقت ها یه جمله می تونه کلی حرف رو منتقل کنه و شاید بشه درباره شب چله ما هم یه جمله گفت:"هیچی توی دنیا دور هم بودن با رفقا نمیشه".