برف
۱-در شرایطی که زمین و زمان سفید شده و اینقدر برف آمده که نمی شود از دفتر بیرون رفت٬گفتم به چند تا از سوال های رفقا که درباره نمایش فیلم پرسیده بودند جواب بدم.اول اینکه جشنواره فیلم بهزیستی به دلیل ارزش نهادن به سینمای ملی و جشن انقلاب-این یکی اش رو ندیده بودم-به تعویق افتاد و احتمال فراوان بعد از جشنواره فیلم فجر برگزار می شود.فقط جشنواره فیلم پلیس سر تاریخ اعلام شده برگزار می شود-یعنی همان ۱۸ دی-و اون هم بر می گرده به قدرت پلیسی ها که نگذاشتند زمان برگزاری جشنواره شان دستمایه نظرات آقایون بشه.دوم اینکه اکران خصوصی دوتا فیلم بدجوری روی اعصابم رفته.از یه طرف برو بچ لطف دارند و مدام پیگیر زمان نمایش فیلم ها هستند٬از یه طرف باید برای نمایش فیلم ها اول مجوزی از وزارت ارشاد بگیرم که همین موضوع حوصله و اعصاب می خواهد که فعلا من ندارم.اینکه از این اتاق و اون اتاق بروم تا برگه ای دستم بدهند و اون رو به خانه هنرمندان ببرم تا طبق مجوز و رایزنی هایی که با غریب پور شده زمانی را بدهند برای نمایش خصوصی فیلم.تا الان که هیچ کدام از این اتفاق ها به همت خودم انجام نشده و قصد دارم دلی به دریا بزنم و این هفته این کارها رو انجام بدم.این از این.
۲-امروز ۱۰۰ شماره مجله "همشهری جوان"منتشر شد.نمی دونم تا به حال این مجله رو دیده اید یا نه.برای من که یکی از اتفاق های مهم دوران کاری ام آشنایی با بروبچ همشهری جوان بود و همکاری که باهاشون داشتم.تمام خط به خط مطالبی را که برایشان نوشتم را دوست دارم و حالا که ۱۰۰ شماره آن درامده دوست دارم با همین جماعت اهل حال شماره ۲۰۰ را هم جشن بگیریم.خیلی از مطالبم در مجله همراه با خاطره بوده و وقتی امروز صفحه های خاطره انگیز گذشته رو نگاه می کردم کلی صجنه و اتفاق جلوی چشمام رژه رفت.اگر تا به حال حتی یک شماره از مجله را نخوندید٬پیشنهاد من رو بپذیرید و به این شماره جدیدش نگاهی بیندازید.
۳-این روزها حال و هوای خوبی دارد.برف می آید و باران و سفیدی و همه چیز حال خوبی به ما می دهد.در کل نیمه دوم سال را بیشتر دوست دارم.کلی اتفاق هنری خوب می افته که باهاشون حال می کنم.بیشتر از همه جشنواره فیلم فجر.درسته که هرسال جشنواره٬بدتر از سال گذشته می شه ولی شب های جشنواره حس و حال عجیبی دارد.فکر هایی هم برای ساخت یه فیلم داستانی دارم.دوسه تا طرح هست که دارد روی آن ها کار می کنم. به محض اینکه پولی برسد و نگارش فیلمنامه تموم بشه کارش رو شروع می کنم.
۴-اینم از درد دل زمستانی ما که فکر می کنم بیشتر به خاطر بارش زیبای برف بود.چون بدجوری جو گرفته منو.