ربط استقلال به جشنواره

الان که این پست رو می نوسم ساعت حدود ۵ صبحه.پس توقع نداشته باشید مثل یه آدم سرحال که همش می گه و می خنده و شوخه حرف بزنم.ولی شک نکنید حسه خوبیه.اینکه وقتی از دفتر جشنواره می آیم احساس نمی کنم ساعت ۲ نیمه شبه چون همه بچه ها مثل ظهر معمول کار می کنند.از صبح تا حالا هزار نفر زنگ زدند و آمار برنامه نمایش فیلم ها و گرفتند.با وجود اینکه هنوز مشخص نشده و منم نداشتم ولی حسی شبیه کسی که نتیجه بازی استقلال پیروزی رو می دونه٬یا می دونه استقلال برده حرف می زدم.با ذوق و شوق همه سوال می پرسیدند که سنتوری هست یا نه؟رئیس می رسه یا نه؟یه حسی شبیه کسی که نتیجه بازی رو ندونه وآخر سر بهش بگن استقلال برنده شده.حال کردید چه طور استقلال رو به جشنواره ربط دادم!!یه همچین حسی.ولی از همه این ها بگذریم حال و هوای شهر مثل سابق نیست.نمی دونم چرا.همه جا مشکی و تاریکه.انگار نه انگار که چند ساعت دیگه بزرگترین جشن سینمایی قرار شروع بشه.

تازه دارم به منزلت خواب پی می برم.گیج گیج خوابم ولی نمی تونم از اینترنت دست بکشم.عینهو یه معتاد که بعد از مدت ها به مواد می رسه.اما هیچی توی این شب ها پیاده قدم زدن توی خیابون مزه نمی ده.البته اگه تنها نباشی که خیلی خوش می گذره ولی تنهایی هم بدتجربه ای نیست.به امتحانش می ارزه.زیادی چرند گفتم.همه این ها را به حساب کم خوابی بگذارید و بس.رفقا فعلا...

پی نوشت:لینک روزنوشت "رئیس" رو این پایین گذاشتم.توی اونجا درباره همه چی جشنواره می نویسم.اگه حالی داشتید یه سرکی بزنید.