نیمه های شب با حاج کاظم
"آژانس شیشه ای" را دیدم.خیلی اتفاقی در خانه یکی از دوستان صمیمی نشسته بودم و عقربه های ساعت از نیمه گذشته بود که یکی از رفقا با فیلم "آژانس شیشیه ای" وارد خا
نه شد.انگار قسمت بود که دیشب بشینم و کلی با محبوبترین فیلم زندگی ام حال کنم و یواشکی بغض کنم.تعداد دفعاتی که آژانس را دیده ام از دستم در رفته فقط می دونم که اگر بخواهم ٬می توانم تمام دیالوگ های فیلم همراه با دکوپاژ را بنویسم.دیشب شب عجیبی بود.نمی دونم چه حسی داشتم که با وجود اینکه بسیار دیرم شده بودم و خواب امانم رو بریده بود٬نشستم و فیلم را تا پایان دیدم.چه قدر فیلم عجیب و غریبی است.تک تک سکانس های فیلم را دوست دارم.تک تک دیالوگ ها و نگاه های فیلم را دوست دارم.عاشق دکوپاژای حاتمی کیایم.انگار قرار نیست دیگه یه همچین فیلمی توی تاریخ سینمای ایران تکرار بشه.چه قدر جای "آژانس شیشیه ای" توی جشنواره های فجر خالی است.چقدر جای بازی های فوق العاده پرستویی٬حبیب٬و رضا کیانیان خالی است.چقدر جای آن میزانسن ها و آن دکوپاژها که آدم را سر جایش میخکوب می کندخالی است.آن صحنه را یادتان می آید که حاج کاظم به عباس اجازه می دهد با حاج احمد برود٬ولی دم در آژانس که می رسند٬حاجی فیروز(محمد حاتمی)شروع می کند به دست زدن و عباس(حبیب رضایی)با آن بازی خوبش بر میگردد.یا آن صحنه ای که دخترهای آژانس به عباس پیله می کنند که به رفیقت بگو شب عیدی مارو آزاد کنه ٬ولی یکی از اون ها به عباس تیکه می اندازه که"شما کم یخچال و کولر و گاز از بهتون رسیده؟"و عباس به سمت در می رود و در رو باز می کنه و آن دیالوگ های استثنایی.... "ابراهیم حاتمی کیا" کارگردانی اش بی نظیر است.همه چیز فیلم بی نظیر و بی نقص است.رفقا٬تماشای "آژانس شیشه ای" توی این شب ها عجیب حال می ده.پیشنهاد بی ربطی نیست اگر بگویم امشب بشینید و فیلم رو ببینید.نظر شما چیه؟