بهاریه (تلخ و شیرینم....بهارم)
آسمان سیاه و سفید است.با ابرهای آشوب زده و نم نم باران.با ترنم نسیم بهاری و اینکه هنوز در این
سن و سال هم بارش باران برایم عاشقانه است.به خصوص آن باران هایی که هم هست-چون می بارد-هم نیست-چون خیس نمی شوی-چه حالی.چه رویایی است این بهار.اسفند ماه است.آسمان کدر تر و کدر تر می شود.تونل اول را رد می کنم٬تونل بعدی آسمان سرد است.برف پاک کن کا رمی کند و می روبد برف های نشسته بر رو ی شیشه را.بخار می کند.مه همه جارا گرفته.چالوس که می گویند اینجاست.چپ و راست هردو سفید شده اند.هیچ فرقی نیست.ماشین ها زنجیر وار می روند که مبادا سر بخرند به ته دره و ما هم می ترسیم.می خواهم بهار را ببینم.وعده کردن با خود کار سختی است.ولی با خودم وعده کردم امسال پول جمع کنم.از همان ۱۰۰۰ تومانی که پدربزرگ لای قرآن می دهد تا بی بی جان که دارو ندارش همان ۱۰۰ تومانی است که پیشکش می کند.وعده کردم امسال بهتر از پارسال باشد.به خدا وعده کردم و کاری به کار هیچکس ندارم.خسته شدم از بس امسال خوب و بد را با هم چشیدم.از مرگ و میر ها خسته شدم.باورم نمی شد وقتی آقا رسول در خاک آرام می گرفت.باورم نمی شد وقتی اشک ها زجه های خانواده های داغدار را می دیدم.عزرائیل امسال سنگ تمام گذاشت.با عزرائیل هم وعده کردم امسال کاری به کارمون نداشته باشه.این جوری بهتر نیست؟
بی خیال هست و نیست.ولی چقدر دلچسب اند این روزهای آخر سال.روزهای ماهی فروش های کنار خیابان با آن تشت های قرمز و سفیدشان.و شب های بیرون زدن چرخیدن لابه لای مردم.مرمی خسته که فقط راه می روند و غر می زنند.عین خیالشان نیست که "انرژی هسته ای حق مسلمشان است!!" و فقط برای خودشان أواز می خوانند و سر می خورند توی مغازه ها و جیب هایشان خالی می شود.به خانه می آیم.سرو صداها همچنان گوشم را پر می کند از صدا.از ترقه تا دعوا.امسال چه خبر بود.در ذهن می گذرانم همه اتفاق ها را.
تحویل سال-محلات-دعوای پشت تلفن-سبزی و طراوت سرچشمه-تهران-سیزده بدر-لواسان-دایی و خاله و زوج جوان-روزنامه-مصاحبه و فیلم.sms های پیاپی-شهرداری-دکتر محمدباقر قالیباف-سرهنگ محمدی-تلفن-صبح پنجشنبه و اتاق
شهردار-کلید خوردن کار در شهرداری -افتتاح پل تقاطع کردستان-معارفه مدیرکل جدید-مرگ پوپک-و باز هم روزنامه و مطلب سینمایی-شهرداری-افتتاح تونل رسالت-ریا کاری و نماز خواندن در تونل-احمدی نژاد-میهمانی-سینما و تفریح-پارک ملت با قارچ-مرگ منوچهر نوذری-کتاب فروشی میرداماد-علی پروین و حامد احمدی-رقابت-بنیامین اثباتی-جشنواره فیلم پلیس-بودجه فیلم-۱۱۰ ثانیه-پژمان بازغی-تدوین و کیوان صبور-امیرعلی و جایزه-خسرو خسروپرویز-سینمای ما-امیر قادری-مهدی عزیزی و پوستر-میم مثل سمیرا-ملاقلی پور و طرحش-فحش های آبدار-جشنواره فیلم فجر-روزنوشت ها-مرگ ناصریا-صبح زود و خواب خسروپویز-سنتوری و سنتوری و سنتوری-کیمیایی-شریفی نیا و تماشای رئیس-۴بار سنتوری و رفیق من سنگ صبور غمها-اختتامیه-مسعود ده نمکی و اخراجی ها-داد و بیدا-اکرن ها خوصی-کافه شوکا و فانوس-نازنین و یاشا-شیوا و آرش-علی پروین و سلطان-لواسان-خبرهای روزنامه ها-فیلم مستند سلطان کلید خورد-کافه تیتر-بیتا و بهنام-رامسر-کنار دریا با سلطان-ناتالی پرتمن-ساعت ۵ صبح-بولینگ عبدو-خسرو پرویز این....توی کدوم یکی از این خونه هاست-پول-بدهکاری و طلبکاری- امیرقاسمی و ویدا-ویژه نامه های نوروزی-عید آمد.
پی نوشت:بهتر از این نمی شد.توی اوضاع و احوالی که منتظر تحویل سال نو بودم ٬یه خبر تاپ شنیدم."استقلال به احتمال فراوان به لیگ قهرمانان باز می گرده."این بهترین خبری بود که در سال جدید شنیدم.متن خبر...