برنده این بازی چه کسی است؟

تا امروز توی این وبلاگ هیچ مطلبی درباره اکران "اخراجی ها" و استقبالی که از فیلم شده چیزی ننوشته ام.دلایلم منطقی است.ولی امروز اگر دست به این کار بردم هم ٬دلیل دارد.اتفاقی جالبی در سینما در حال وقوع است.سینمای ایران بعد از انقلاب شاهد صف های طویلی است که تا پاسی از شب(سانس ۲ تا ۴ صبح) مقابل سینما می ایستند و برای تماشای یک فیلم لحظه شماری می کنند.سینمای ایران بعد از انقلاب شاهد خانواده هایی است که کیلومترها را پشت سر می گذرانند تا به تماشای یک فیلم در پایتخت بیایند.این اتفاق کوچکی نیست.اخراجی ها بدون شک پدیده بلامنازع سینمای ایران در بعد از انقلاب و شاید از زمان تولد سینما در کشور باشد.پدیده ای که نه تنها فروش خوبی دارد بلکه جنجالی ترین فیلم هم لقب گرفته.تا قبل از اخراجی ها جنجالی ترین فیلم٬"مارمولک" ساخته کمال تبریزی بود.فیلمی که تنها به خاطر سوژه متفاوت و جذاب در بین عوام٬و بازی بی بدیع پرویز پرستویی جنجال آفرینی کرد.امااگر امروز فیلمی مثل اخراجی ها می فروشد و با استقبال بی نظیر مردم مواجه می شود٬بخشی اش به خاطر سوژه است ٬ولی کلیت استقبال به خاطر حضور مردی جنجال آفرین و همیشه خبرساز در پشت فیلم است."مسعود ده نمکی" همانطور که خیلی ها اشاره می کنند یکی از جنجالی ترین و خبرساز ترین چهره های سیاسی (وحالا دیگر) سینمایی است.کسی که تا به دیروز نشریه هایش مورد استقبال مردم قرار گرفته بود ٬امروز با همان زیرکی و استفاده از همان حربه های خاص خودش٬مردمی که مدام از هزینه سنگین رفتن به سینما گله دارند را به سینما آورد و آنها را مجاب کرد که نه تنها یک بار بلکه چندین بار هزینه را بپردازند و به سینما بروند.او دست به سوژه ای گذاشت که مردم این روزها در عطش آن هستند.آن هم خندیدن است.نیما حسنی نسب دوست خوبم در یادداشتی که در سینمای ما نوشته به این نکته اشاره می کند که:"ده‌نمكي بي‌شك شم قوي و ويژه‌اي دارد كه مي‌تواند با انتخاب سوژه‌ها و تيترها و عنوان‌ها كاري كند كه محصولش خيلي خيلي بيش‌تر از آن‌چه از نظر هنري و اجتماعي و ژورناليستي مهم و با كيفيت است، به نظر برسد" واین یعنی نکته مثبتی در وجود شخصیتی چون "مسعود ده نمکی.

اما نگاهمام را کمی بازتر کنیم.چشممان را بر مسائل تکنیکی فیلم و ایرادهای کارگردانی فیلم که به طور حتم برای هر فیلمساز اولی قابل پیش بینی است ٬ببندیم.یک فیلم درسینمای ایران آمده که مردم را تا پاسی از شب در صف های طویل نگاه می دارد.آیا این اتفاق خوبی نیست؟مگر ما روزها و شب ها منتظر چنین اتفاقی نبودیم.مگر فیلمسازان٬تهیه کنند گان و بازیگران ما٬آرزویشان این نبود که روزی سینما به جایی برسد که مردم برای تماشای آن صف ببندند و لحظه شماری کنند؟خب٬حالا این اتفاق افتاده.مشکل چیست؟این اتفاق دیر یا زود باید برای سینمای ایران رخ می داد.حالا این حرکت به دست کسی آغاز شده که انتظارش را نداشتیم.ایراد کار کجاست؟آیا ده نمکی مقصر است؟مگر وقتی شنیدیم که او فیلمساز شده خوشحال نشدیم و فریاد نزدیم که خدارا شکر ده نمکی ابزار سینما را برای بیان حرف هایش انتخاب کرده؟مگر پاکدل٬مجری مراسم اختتامیه با پوزخندی که زد خبر از این خوشحالی نداد؟دلخوری مان از کجا است.کمی به هوش بالای ده نمکی هم توجه کنید.اینکه او چه طور رگ خواب تماشاگر را پیدا می کند.نگاهی به کارنامه اش بیاندازید.سپس چند دقیقه ای فکر کنید.به این فکر کنید که مشکلمان بر سر چیست.با فیلمسازی او مشکل داریم یا با حضور او.اگر با حضور او در سینما مشکل داریم پس چرا خوشحال شدیم وقتی او ابزار سینما را انتخاب کرد.اگر با فیلم مشکل داریم که همه چیز طبیعی است.او فیلم اولش را ساخته.فیلم اول هم یعنی پر از اشتباه و خطا.و باز هم فکر کنیم.به این فکر کنیم که برنده بازی چه کسی است.پیدا کردن پاسخ به این سوال بسیار ساده است.برنده این بازی نه ده نمکی است و نه هیچ کس دیگر.برنده بازی اخراجی ها٬سینمای ایران است.