راه كج،مقصد كج

با عجله می آید و انگار قرار است خبر خوش هسته ای را بدهد.نگاهش را به این طرف و آن طرف می جنباند و دنبال کامپیوتری می گردد که مقابلش است.دوستم را می گویم.سر از پا نمی شناخت.انگار مهمترین خبر زندگی اش را می خواست بدهد.بلند در گوشم فریاد می زند:" سی دی اخراجی ها رو گیرآوردم!"نمی دانم از چی خوشحال است.از اینکه سی دی را گیرآورده یا از اینکه من را می بیند.حرف هایش را نمی فهمم.ذوق و شوقش برای رسیدن به دستگاه پخش را نمی فهمم.مات و مبهوت نشسته ام نگاهش می کنم.حرفی ندارم که بزنم٬نه اینکه لال باشم.نگاهم به دوستی است که حالا او را مثل همه آنهایی می بینم که وقتی از متروی میرداماد گذر می کنی درگوشت "نجوا می کنند:cd اخراجی ها اومد٬مارمولک اومد.فیلم٬پاسور٬....".حالا دیگر برای او هم ارزشی قائل نیستم.به ضربه ای فکر می کنم که به سینما می خورد.داد و فریاد هایش عین پتکی است که بر سر سینما پایین آمده باشد.و حالا انگار این خبر همه جا پخش شده و خیلی های دیگر٬مثل این دوست خودشان را دارنده اخراجی ها می دانند.آن ها نمی دانند خودشان اخراجی هستند.اخراجی از زندگی٬اخراجی از جایی که ناکجاآباد است.آن ها خودشان اخراجی هستند.نمی دانند یا نمی فهمند.هیچ فرقی نمی کند.مگر برایشان مهم است.داشت اتفاق های خوبی می افتاد.چه رویایی می شد اگر یک فیلم در سینمای ایران ۴میلیارد می فروخت.یک لحظه چشمتان را از روی کینه ها و حسودی ها بردارید.چه کسی بدش می آید سینما بفروشد؟چه کسی دوست ندارند مردم در صف های طویل سینما باایستند؟چه کسی؟حالا چه کسی می خواهد جلوی این افتضاح را بگیرد.چه کسی پاسخ می دهد.طرف حرفمان با کیست؟با وزیر است؟با معاون وزیر است؟تا کی قرار است سینمای ایران به چنین وضعی بیاافتد.تا کی؟ چه کسی پاسخ می دهد؟مارمولک را یادتان هست؟آتش بس چه طور؟یا دتان می اید؟شاید اگر این وضعیت برای آن ها هم حاکم نمی شد الان اوضاع بهتری داشتیم.این اتفاق آخری نیست.به هرحال نون خیلی ها از این راه است.خیلی ها هم مثل من نوشته اند و رفته اند.آن ها هم می خوانند و به رشمان می خندند.نمی دانم.شاید نظر شخصی ام را تند گفتم ولی...

پی نوشت اول:امشب جايي بودم همراه با شريفي نيا و ده نمكي و كاسه ساز و سرتيپي.شريفي نيا پيشنهاد جالب و فوق العاده اي براي مبارزه با اين اتفاق(توزيع سي دي غير مجاز اخراجي ها) به ده نمكي و كاسه ساز و سرتيپي داد.پيشنهاد،پيشنهاد خوبي بود به شرطي كه در شرايط فعلي بشود عملي اش كرد.

پي نوشت دوم:ممنون از كامنت ها...حامد و سعيد عزيز،مشكل شما با اخراجي ها است يا چيز ديگه؟من بحثم با كليت اين موضوعه.كاري به اخراجي ها ندارم.اخراجي ها يك بهونه هست.حامد جان،سر صحبت من به مارمولك و آتش بس هم هست.شرمنده در آن زمان وبلاگ نداشتم كه حرفم را بزنم.تو كه بهتر مي داني داستان چيه رفيق!