خیانت به سنتوری
امروز بدجوری هوس کردم که بشینم و چاووشی گوش بدهم.مخصوصا ترک "رفیق من" و "خیانت" که توی
فیلم سنتوری هم از این ها استفاده شده.ولی حیف.حیف که وقتی سنتوری اکران عمومی می شود بدون صدای محسن چاووشی است.حیف که آن لذتی را که باید نمی شود برد.حیف.وقتی خبرش رسید که ارشاد به هیچ وجه مجوزی برای صدای چاووشی نمی دهد٬مهرجویی به صرافت این افتاد تا از صدای بهرام رادان برای جایگزین استفاده کند که وقتی تست صدا انجام گرفت ٬دل مهرجویی رضایت نداد و صدای بهرام را قبول نکرد.او دلش با چاووشی است و می داند که اگر صدای چاووشی روی فیلم نباشد٬چه اتفاقی می افتد.ولی حیف.حالا قرار شده تا خواننده جدیدی رو جایگزین کنند ولی هنوز فرد مورد نظر قطعی نیست.دلم بدجوری برای "علی" فیلم سنتوری٬می سوزد.دیگه صدای چاووشی نیست که اون صحنه های زیبای سرخ کردن سوسیس را جلا زنده کند.دیگر صدای خسته و خشداری نیست که با سوز و گداز فریاد بزند:"رفیف من سنگ صبور غمها/به دیدنم بیا که خیلی تنهام/هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم/چه دنیای رو به زوالی دارم."و آن صحنه های زیبا که گلی بهرام عاشقانه برای هم می میرند.حیف.نمی دانم آن هایی که سنتوری را با صدای چاووشی ندیده اند چه طور می توانند با صحنه هایی که ما با این صدا دیدم ارتباط بگیرند.یا منی که فیلم را با آن صدا دیدم چه طور می توانم روی صندلی های سینما لم بدهم و چشمانم برای صحنه ای خیس شود که علی روی سن فریاد می زند:"تنها با تو/یه کابوس شومه"...ولی قول بدهید اگر سنتوری را بدون صدای چاووشی می بینید.٬شب که از سینما آمدید خانه٬ترک رفیق من و خیانت را بگذارید و صحنه های فیلم را در ذهنتان مرور کنید.من که این خیانت به سنتوری را هیچ وقت فراموش نمی کنم.خیانت به سینمای مهرجویی و خیانت به کسی که عاشقانه "علی" سنتوری را دوست دارد.