داستان حضور علی آبادی در فدراسیون فوتبال هم توی این گیر و دار جالب است.من نمی دانم این مرد چی از جون این ورزش می خواهد.تا دیروز که معاون فنی عمرانی شهرداری تهران بود.بعد هم رپیس سازمان تربیت بدنی.ارتباط این دو شغل را اگر کسی فهمید به ما هم بگوید.حالا بعد از این جار و جنجالی که سر ریاست فدراسیون فوتبال وجود دارد،او دلش خواسته تا به فوتبال هم سری بزند.چند روز پیش مصاحبه ای خواندم از او که گفته بود :«می خواهم به فوتبال کمک کنم»!!!بعد از خواندن این مصاحبه و فرمایشات اش یاد این حکایت افتادم:
مردی در شبی سرد مهمان دوستی تهیدست بود و همانجا بخفت.نمیه شب مرد،دوستش را صدا کرد و گفت:«سردم است،اگر چیزی داری بیاور و رویم بینداز.»میزبان رختخواب یا پتویی نداشت ناچار نردبانی آورد و روی مهمان انداخت.چیزی نگذشت که مهمان دوباره فریاد زد:«هنوز سردم است».میزبان این بار مشکی که کمی آب در آن بود را آورد و روی دوستش انداخت.مهمان که خیس شده بود نهیب زد:«این آخری را بردار که عرق کردم»!