اول اینکه امشب یه صحنه عجیب و غریب  توی یه مغازه کبابی دیدم که واقعا برایم ثابت شد که فلسفه کباب کوبیده خوردن آن هم بدون برنج(با نون سنگک و پیاز) نه تنها برای قشر عام نیست بلکه اوج روشنفکری هم محسوب می شه.دوم اینکه شنیدم فیروز کریمی بعد از اینکه تیمش به دوبی رسیده،بعد از نیم ساعت استراحت از ساعت ۱۲:۳۰ شب تا ۲ بامداد دستور تمرین داده.این همان اتفاقی بود که باید زودتر از اینها می افتاد و فیروز کریمی به درستی آن را فهمیده.حتی تنبیه بازیکنان در مقابل دیدگان میلیون ها نفر برای بازیکنان ایرانی این نسل فوتبال، نه تنها بد نیست،بلکه فوق العاده نیازه.اینکه استاد تیم رو برده دوبی و بازیکنان هم در خیال باطل به سر می بردند و یهو نصف شب همه رو تمرین برده ایده عالی است.سوم هم اینکه یه دیالوگ شاهکار از فیلم «قیصر» به چشمم خورد که وصف حال جامعه و فضای فرهنگی مملکت و مردم ما است.یک فضای رئال از جامعه امروز اوضاع و احوالاتش.به نظرم بازگو کردنش و یک بار خوندنش از طرف شما بد نباشه.

قیصـــر: .. احترامت واجبه خان دایی!اما حرف از مردونگی نزن که هیچ خوشم نمی آد.کی واسه من قد یه نخود مردونگی رو کرد تا من واسش یه خروار رو کنم؟!... این دنیا واسه من همیشه کلک بوده و نامردی.به هرکی گفتم نوکرتم با خنجر کوبید تو این جیگرم ...