ملاقات با آقای قطبی
همیشه همینطوری بوده.درست وقتی می خواهی جایی باشی که باید،همه چیز مثل ترافیک و دعوا با
راننده و کلی دلیل مزخرف دیگه پشت سر هم می شود تا تو به کارت نرسی.دیشب احسان sms زد كه صبح زودتر بيا كه كارهامون رو انجام بديم چون ساعت 11 افشين قطبي مي ايد درفتر مجله.خيلي خوشحال شدم.چون اين آخرين ديدار با افشين قطبي بود.مردي كه بسيار دوستش داشتم و امروز تازه فهمديم مردي از ميان ما رفت و فوتبال ما را تنها گذاشت كه سال ها بايد حسرت امروز و رفتن او را بخوريم.
دير رسيدم.مثل هميشه و كلي اتفاق افتاد كه دير رسيدم.وارد دفتر مجله شدم.شلوغ بود.همه بچه ها آمده بودند و افشين قطبي در ظلع شرقي ميز نشسته بود و به سوال ها پاسخ مي داد.نفهيمدم زمان چقدر گذشته بود ولي همينطور كه به صورت قطبي خيره شده بودم،صندلي را برداشتم و آرام كنارش نشستم.همينطور نگاهش مي كردم و چند دقيقه اي محو او بودم.بچه ها سوال مي پرسيدند.او هم جواب مي داد.تا شوك عجيب و غريبي همه بچه ها را گرفت.قطبي شروع كرد درباره رفتنش حرف زد.درباره اينكه حالا چقدر دلش براي ايران،پرسپوليس،بازيكنانش تنگ مي شود.قطبي همينطور كه حرف مي زد،نگاهي به شيشه روي ميز كرد و اشك از چشمانش خارج شد.قطبي حالا شده بود همان مربي كه لقب مرد بزرگ مناسب او است."حالا يك كمي ايراني شدم" اين جمله قطبي براي وقتي بود كه با دستمال چشمان خيسش را پاك مي كرد.افشين قطبي حسابي احساساتي شده بود.وقتي از او پرسيدم چه كسي را براي سرمربيگري پرسپوليس به كاشاني پيشنهاد داده است با كمال فروتني گفت:"به آقاي كاشاني گفتم اگر مربي ايراني مي خواهد،فقط حميد استيلي مناسب است.چون حميد چند سالي است كه براي پرسپوليس زحمت كشيده و حالا اين حق او است"...جمله هاي قطبي تمام مي شود و ياد مصاحبه هايي كه استيلي بر عليه قطبي توي اين مدت انجام داده بود مي افتم و تاسف خوردم براي حميد استيلي.
حالا قطبي عكس يادگاري اش را با بچه هاي مجله مي اندازد و مي خواهد برود.توي بلوار گلشهر هر كسي كه رد مي شود درباره ماندن يا نماندن قطبي حرف مي زند.انگار همه مي خواهند او بماند.من استقلالي را بگو.فكرش را نمي كردم روزي آنقدر مربي پرسپوليس را دوست داشته باشم كه با او عكس يادگاري بگيرم.وقتي همين جمله را به قطبي گفتم،دستم را فشار داد و گفت:"اين همان هدفي بود كه من توي فوتبال دنبالش بودم.خيلي خوشحالم كه اين حرف را مي زني" و رفت سوار ماشين شد و رفت.افشين قطبي رفت تا قبل از طلوع آفتاب فردا،تهران را به مقصد امارات ترك كند.او رفت تا مربي گري تيم الوصل را بپذيرد.رفت و فوتبال ايران باز دوباره بي فرهنگ شد.خداحافظ قطبي بزرگ.
پي نوشت:من يك استقلالي دو آتيشه ام.