به همین سادگی...۴سال گذشت.درست در همین روزهای گرم تابستان بود که به پیشنهاد مهجاد این کافه خاکستری را راه انداختم و تا امروز هم هست.یعنی شما نگه اش داشتین و من هم فقط این جا را داشتم برای حرف زدن و گفتن از چیزهایی که دوست داشتم و دوست داشتید.حالا که دارم نگاه می کنم،خیلی خوب شده.انگار خودم هم وابسته شدم و نمی تونم هر شب بهش سر نزنم.انگار وقتی دارم برایش می نویسم،یک جورهایی خالی کردن خودم را می بینم.درست وقتی که داری با کسی حرفی را در میان می گذاری...این کافه چراغش حالا حالا ها روشن هست.به امید دیدار...یا علی

پی نوشت:خبر حضور سلطان در جشن خانه سینما (خبرکزاری فارس)