روزهای عجیب و غریبی است.درست عزرائیل بار و بندیلش را آورده و توی قطعه 88 پهن کرده.مهرداد فخیمی هم رفت.خسرو شکیبایی که همین یکی دوهفته پیش...نادر ابراهیمی و قیصر امین پور هم...
اصلا حال و روز خوبی نیست.به قول سید علی صالحی:حال ما خوب است،اما تو باور نکن
توی همین گیر و دار هم که بیکار می شویم.مثل آب خوردن.همشهری جوان را توقیف می کنند به دلایلی نامعلوم.70 نفر بیکار می شوند و کسی عین خیالش نیست.به همین سادگی.انگار نه انگار که این 4سال چه قدر سخت بود،روزها و شب هایی که دور هم بودیم و مخصوصا این اواخر که بیشتر دورهم بودیم.طبقه 6 برج آی تک همیشه پر از خاطره بود و هست.جلد های زیبای رضا دوست محمدی و کل کل های احسان و چیپس و ماست بعد ازظهر.کشتند.له کردند.همه انگاره های ذهنی مان را کشتند.واقعا همشهری جوان چرا؟این وسط واقعا باید قربانی می شد؟بگذریم...
دومین نمایش سلطان
اما شاید همین کارهای وقت کیر این روزهای فیلم کمی سرم را کرم کند.مثل همین که فقط آمدم بگویم آن هایی که نتوانستند دوسه هفته پیش بیایند و فیلم را ببینند،دوشنبه پاشنه شان را ور بکشند و ساعت 5:30 بیایند خیابان ویلا،نبش خ ورشو،ساختمان خانه شهریاران جوان فیلم را تماشا کنند.البته این نمایش به همت انجمن منتقدان و نویسندکان سینمای ایران برپا شده و به طور رسمی،دومین نمایش فیلم است.بعد از فیلم هم جلسه نقد و بررسی فیلم با حضور عوامل فیلم(تهیه کننده،کارگردان و تدوین گر) هست که خوشحال می شوم باشید.به هر حال دوشنبه منتظرتان هستم،بدجور....

خبر نمایش فیلم در انجمن منتقدان،در خبرگزاری فارس،خبرگزاری ایرنا