شب های تهران
.jpg)
از کفتان می رود.اگر همین امشب شال و کلاه نکنید و تالار وزارت کشور نباشید.اگر هم بلیط گیرتان نیامد،خریدن بلیط از بازار سیاه حلال است.من که به دعوت مهران مدیری و علیرضا عصار و بچه های گروهشان رفته بودم،احساس گناه می کردم که چرا هزینه ای نکردم و بلیط نخریدم.تصور اینکه در این اوضاع و احوال بتوانی بروی و در یک شب سرد پاییزی،آن هم در تهران بی سرو سامان این روزها،خوش بگذرانی کمی دور از انتظار است.اما داستان اینجا و کنار یکسری مردم همیشه آماده و خوشحال نشستن، آن هم همراه با شنیدن چهار پنج قطعه دوست داشتنی زندگی ام کمی فرق داشت.کلی خوب بود.همه چیزش.درست و حسابی و کاملا حرفه ای.برای اولین بار ،رفتن به یک کنسرت خوب را تجربه کردم.از صدا و نورپردازی تا هماهنگی گروه ها و همراهی مردم باحال و دوست داشتنی.همه را یک جا در تالار وزارت کشور تجربه کردم.شنیدن ترانه جنتی عطایی که مانی رهنما برای مرسدس خوانده بود تا لاله زار،کافه نادری ،جاده شمال،کارتون ها و خلیج فارس رضا یزدانی-که به نظرم صدای یزدانی بی نظیر است و کیمیایی با این همه تجربه فیلمسازی اش،به خاطر کشف رضا یزدانی من یکی را مدیون خودش کرد-و ترانه بارون مهران مدیری که این بار دومی بود می شنیدمش و آخر سر هم شوق شنیدن صدای عصار- به همرا ساکسیفون های فواد حجازی که همیشه دوستش داشتم و این یکی بیشتر حالم را جا آورد-آن هم روی استیج ،درست بعد از 4 سال انتظار،هیچان انگیز بود.
حالا دیدید چقدر ذوق زده ام.بهم حق بدهید.این اتفاق آن هم در این اوضاع و احوال کمی دور از انتظار است.من که بار دوم خودم را هم ،دیشب رفتم و حالا خیالم راحت است که از دستشان نداده ام.ولی پیشنهاد من این است که تا تمام نشده بروید یک چند ساعتی را خوش بگذرانید.بروید و فارغ از همه دغدغه های روزمره بیخودی که همه ما داریم،موسیقی گوش بدهید و حال و هوایتان را عوض کنید.و چقدر احساس سبکی دارید وقتی از تالار کشور بیرون می آیید.آن وقت است که شب تهران برایتان معنی پیدا می کند.