چرایی حضور ده نمکی در سینما و گزارشی از اولین فیلم سینمایی اش

حاجی فیلم می سازد

سه هفته پیش بود که به دعوت بابک برزویه به پشت صحنه اولین فیلم سینمایی "مسعود ده نمکی" رفتم.نه اینکه دلیل اصلی حضورم دعوت بابک باشد٬بلکه علاقه ام بیش از آن٬ دیدن مسعود ده نمکی در آن فضا بود.اینکه چه طور سه دو یک می دهد و کات اعلام می کند.به طور حتم نه برای من برای خیلی ها دین چنین فضایی جالب بود. پس رفتم.رفتم تا گزارشی بگیرم برای شرق تا بخوانند آن هایی که دوست دارند بیایند و ببینند چنین فضایی را. الان چهار هفته ای می شود که از آن روز می گذرد و تنبلب و کار زیاد از نوشتن گزارش جلوگیری می کرد. توی چند پست قبلی هم نوشتم که می خواهم از آن روز بنویسم ولی کار حرفه ای حکم می کرد تا ابتدا گزارش در شرق کار شود و بعد در وبلاگ چیزکی از آن بنویسم .همه آن چیز هایی که برای شما و خیلی ها جالب بود و شاید عجیب٬ برای من هم بود.کوچه پس کوچه های خسته و تنها در محله پامنار که خود نماد محله ای از فقر و فحشایی بود که ده نمکی در اولین فیلم مستندش از آن سخن گفت.صبح آدینه به همراه بابک(عکاس فیلم)از دل کوچه های پامنار گذشتم تا به خانه ای قدیمی رسیدیم.هوا گرم بود و آفتاب آنجا انگار جور دیگری می تابید.وارد خانه شدم.خانه نبود٬ویرانه ای بود که به آن خانه هم می گفتند.چند اتاق دور تا دور  و حوضی وسط حیاط. ده نمکی گوشه حیاط جلیقه بر تن نشسته و فیلمنامه را مرور می کند.دستیارانش نشسته اند گوش می دهند هر آنچه که حاجی می گوید.آخر آنجا همه به کارگردان حاجی می گویند. در طول حضورم مدام هواسم به ده نمکی و کارهایش بود.مدام فضای سیاسی ۷۸ یادم می آمد و کوی دانشگاه پیش چشمم مرور می شد.شلمچه به یادم می آمد و.....

حالا نوشتن درباره آن روز برایم سخت شده.شاید برای اینکه اکثر حرف هایم در گزارش آمده و شاید دیگر حوصله ای ندارم.حالا اگر شما حوصله داشتید بخوانید گزارشی را که نصف آن به خاطر آگهی حذف شد.یعنی" آگهی بر آگاهی مقدم شد."

گزارش منتشر شده در شرق امروز

خانه فیلم «میهمان مامان» را به یاد بیاورید، از آن قدیمی تر لوكیشن اولین فیلم سینمایی «مسعود ده نمكی» است. دورتادور اتاق است و حوضی وسط حیاط. گوسفندی قدم زنان آن وسط و دیگ های مسی غذا كه انگار چند سالی است هیچ طبخی با آنها صورت نگرفته است. آن روبه رو هم قفسی از كفتر و مرغ و خروس. كمی آن طرف تر میز و صندلی فایبر گلاس كه یك طرف آن «مسعود ده نمكی» نشسته و یك طرف دیگرش دستیاران همیشگی اش. «كامبیز دیرباز» مشغول گریم است. علیرضا اوسیوند كمی آن طرف تر در حال گریم است. فعلا از بازیگران، همین ها آمده اند. اكبر عبدی، محمدرضا شریفی نیا، امین حیایی و نیوشا ضیغمی یكی دو ساعت دیگر آفیش شده اند. عبدی سركار «در چشم باد» است و دیرتر می آید. این را ده نمكی می گوید. وقتی می بینند زیاد سراغ اكبر عبدی را می گیریم....